درماندگی شخصيت ايرانی و باز خوانی آن در آثار غلامحسين ساعدی
سلام
داستان گدا ی غلامحسين ساعدی در سايت سخن
داستان گدا همراه با مقدمه ای از خسرو باقرپور
مقاله ای با عنوان درماندگی شخصيت ايرانی و باز خوانی آن در آثار غلامحسين ساعدی از امير حکايت :
دکتر غلامحسین ساعدی دوران کودکی و نوجوانیش را در یکی از بحرانی ترین و حساس ترین مقطع تاریخ ایران (1332-1320 )گذرانده و دراین زمان پرجوش و خروش سیاسی و نهضت های عظیم اجتماعی، آذربایجان پیشه وری و ایران دکتر مصدق، مایه های فکری و تخیل سرشار او برای همیشه شکل گرفت و به مثابه آتشفشانی دربیست و پنج سال دیکتاتوری شاه مدام فوران كرد.
بدیهی است آنجائیکه انسان امنیت جانی و مالی نکند و مرگ در فضای زندگیش چرخ بزند عشق را توان ماندگاری در آن نیست و بالتبع زایندگی و رویش و آفرینش – چه در عالم ماده و در جهان ذهن – در آن دیده نمیشود و اگر ایرانیان پس از درخشش های اولیه در ایجاد تمدنهای باستانی دیگر نتوانسته اند حامل فرهنگ و تمدنی قابل توجه ودیرپا باشند شاید به همین خاطر نبود امنیت بوده است و اگر تلاشی برای تغییر وضعیت نیست بالتبع باید ایدئولوژی توجیه کننده آن را یافت و قهرمان سازی و شهید پروری با مایه های عرفان
این وظیفه را عهده دار بوده واگر بیلی ها همواره عزا دارند یکی هم به علت رسوخ این ایدئولوژی در میان آنهاست و نیز سرزمین ایران اگر در طول تاریخ معاصر خویش فاقد شورشهای بزرگ دهقانی و گسترش بوروژوازی ملی صنعتی و گرفتار ضعف کشاورزی و صنعتی بوده به سبب همین روحیه تسلیم طلبی ، عدم تلاش و کوشش ، مسئولیت گریزی و عدم خلاقیت در عرصه های مادی وفکری و توجیه وضعیت نامطلوب فوق از طریق ایدئولوژی پیش گفته می باشد.
آن انسجام و کلیتی که در مجموعه داستانهای پیوسته عزاداران بیل دکتر ساعدی وجود دارد به عبارتی در هیچکدام ازآثار ادبی وی چه در داستان نویسی چه رمان نویسی و چه نمایشنامه نویسی به چشم نمی خورد و ساختار محکم و چند وجهی این مجموعه طرحی ارگانیک وتقریبا کامل از پاسخی سخت و حسی به این سئوال اساسی نسل شکست خورده در کودتای 28 مرداد 1332 به دست می دهد که چرا جنبش دموکراسی خواهی و استقلال طلبانه این چنین سهل و ساده قافیه را باخت و مردم ایران و به خصوص پیشگامان خلق یعنی حزب توده و جبهه ملی حداقل آنچه را که در توان داشتند صرف مقابله با کودتاگران ننمودند در واقع همان مشی تسلیم طلبی فرقه دمکرات آذربایجان و کردستان را به نوعی تکرار کردند.
دکتر ساعدی در کتاب عزاداران بیل این روحیه سلطه پذیری و تسلیم طلبی و درماندگی را عاملی ریشه ای و تاریخی در مسئولیت ناپذیری و عدم تلاش وکوشش جدی برای نیل به آرمان مردم ایران دانسته و طبقه متوسط جدید و پیشتازان جنبش رهائی بخش را نیز پرورش یافته و جزئی از همان مردم تلقی می کند که با هویت تاریخی این چنین ، هرگز قادر به ایجاد تغییر بنیادین در نهادهای جامعه و بسط عناصر مدرنیته درکشور نخواهد شد و گریز ، جنون و مرگ سرانجام کار روشنفکران آرمانگرای این سرزمین است که در فردیت وتنهائی خویش ذره ذره در خود می تپند تا مرگ آنها را دریابد از این جهت یک همخوانی بسیار چشمگیر میان ساختار مجموعه داستانهای پیوسته عزاداران بیل و بخشی از جهان نگری طبقه متوسط جدید ایران که به شدت نگاه بدبینانه ای به رسوبات تاریخی روانشناختی مردم ایران و وجدانهای فرمانبر و شخصیت حقیر گشته و فرو پاشیده آنها دارد، قابل تشخیص است. البته در این میان قابل توجه است که این طبقه در پس از شکست ناباورانه جنبش های چپ و ملی کردن صنعت نفت دید بدبینانه خویش را نه تنها متوجه هویت تاریخی روانشناختی مردم ایران کرده بلکه بیشتر این نگاه نوستالژیک را متوجه طبقه خودی نیز نموده است که در آن مقطع رهبری جنبش را در دست داشته است .
دکتر غلامحسین ساعدی از جمله روشنفکرانی مثل صمد بهرنگی ، جلال آل احمد ، بیژن جزنی و غیره است که به نقد طبقه خود پرداخته و نقاط ضعف فراگیر اعضای طبقه متوسط جدید و به خصوص کثیرترین آنها از نظر تعداد یعنی کارمندان دولت را بیرحمانه و واقعگرایانه نمایان ساخته است وی در کتاب "شب نشینی باشکوه" که شامل دوازده داستان کوتاه پیوسته است آدمهایی را به نمایش می گذارد که شباهت عجیبی به شخصیتهای "عزاداران بیل"دارند هر چند قبل از آن به نگارش درآمده و از انسجام و قدرت بیان آن برخوردار نیست ولی به هر حال ساعدی استادانه آرزوهای حقیر ، محیط تنگ وتاریک زندگی و تباهی عمر، آنها را درانجام کارهای کوچک وتکراری وبدون خلاقیت و زایندگی ،به تصویر می کشد ................................
